قطار میرود..

قطار میرود..

تومیروی..

تمام ایستگاه میرود

و من چه ساده ام

که سال های سال

در انتظارتو

کنار این قطاررفته ایستاده ام

وهمچنان

به نرده های ایستگاه رفته

تکیه داده ام

قیصر امین پور

 

  

 

شهره من خاموش است،تاریک است،ومن ازاین..

خاموشی،تاریکی،بیزارم..

سیمین تیموری

 

 

 

 

باید امشب بروم ،باید امشب چمدانی که به اندازه ی تنهایی من جادارد،بردارم

وبه سمتی بروم که درختان حماسی پیداست..

سهراب

 

 

 

 

 

 

بگو میخوای که بامن روبه روشی

که شاید راهه دنیارو بلدشم

می خندم بایه گریه تلخ بی روح

که امشب حس چشماتو بلدشم

:

:

شیدا عباسی

 

 

 

چیزی برای گفتن نیست، چیزی برای گفتن نمی مونه،من بلد نیستم آرزو کنم

برای غریبه های این خونه  

شیدا عباسی  

 

 

/ 35 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پژمان‌الماسی‌نیا

کسی مثل ابر کسی مثل خون، ارغوان ِ دل ِ پرنده بر من نبارید آه اگر آفتاب آبی بود... . . . . . ● نگاه منصور خورشیدی به سه کتاب پژمان الماسی‌نیا (89-1386) ● دعوت به مراسم خوانش "تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار" / 3

شورش

سلام خواهر خوبم نماز و روزه ات قبول پیشاپیش عید فطر مبارکت باد.

nazanin

salam sheyda joon man duste dokhtar daeet 30minam sherat kheyli ghashange va dus dashtanie man ke koli lezat bordam[ماچ]

نارون

سلام شیدا من دم به دقیقه مزاحتم شرمنده آپ کردم میگم اگه شعرم بد بودم به خوبی خودت ببخش[بغل]

نارون

شیدا جان سلام به روزم بیا پیشم

شورش

سلام شیدا جون خوبی خواهر گلم بهم سر بزن 20 شهریور تولدم است کادو نگیری ها نمی خوام.

عرفان عدیلی

با ترانه ی رنگ خاکستر به روزم منتظر حضور و نظرتون هستم [گل]

شورش

سلام خوبی می تونی بهم سر یزنی؟