یخ آب  میشود 
در روح من
در اندیشه هایم


بهار
حضور تو است
بودن تو ست

مارگوت بیکل

 

 

 

پاییز

من

و این تمام خاطرات سال های خاک گرفته ی من است

یادت هست

همین روزها بود انگار

تو چند کلمه را زم زمه کردی و من تنها لبخند زدم

تو رفتی

و من

در انتهای کوچه ی بن بست

عشق را کشتم

 

شیدا عباسی

 

 

"دلم برای کمی ترانه تنگ است..برای کمی از خودم...برای تو...

"بی دلیل تر از همیشه روزها را شب میکنم...

"سکوت میکنم..حرف هایم را میان خاطرات دفن می کنم...من که رفتم نبش قبر را شروع کن..ش.ع

 

 

 

+ تاريخ ۱٤ آبان ۱۳٩٠ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ نويسنده شیدا عباسی نظرات ()