اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم

کسی که حرف دلش را نگفت من بودم

دلم برای خودم تنگ می شود آری

همیشه بی خبر از حال خیشتن بودم

چگونه شرح دهم عمق خستگی هارا ؟

اشاره ای کنم انگار کوهکن بودم

محمدعلی بهمنی

 


 

من گرفتار کلمات می شوم

حرف های خودم

و

دیگران

 

ودر تکاپو برای رها شدن

تمام ارزوهایم

حقیرمی شوند..

 

راهی نیست برای رهایی از این

بغض شانزده ساله

تمام  خیلام

در یک مه فرومیرود

ژسته خنده ام هرروز واقعی تر می شود

انقدر واقعی که خودم باور می کنم

من از اولین روز افرینش این گونه ام

 در اندیشه  ای

که خداوند کجاست..

تمام باوری که با من بوده

من گرفتار کلمات می شوم

گرفتار خودم و تمام

خداوندی که در من

ناپدید می شود..


شیدا عباسی

 


 

 

 "متاسفم .. تنها کلمه ای که می تونم به (یلدا اسفندفرد) بگم برای اتفاق زشتی که برای ترانش افتاده..

"دنیای عجیبیه..

 


 

>>این که شن ساحل ها نرم است کافی نیست:می خواهم پای برهنه ام این نرمی را حس کند.معرفتی که قبل از آن احساسی نباشد.برای من بیهوده است.هرگز در این جهان چیزی ندیده ام که حتی اندکی زیبا باشد;مگر آن که فورا آرزو کرده ام تا همه ی مهره من آن را در بر گیرد.               آندره ژید

 

 

 

دستانم می لرزید ، اضطراب تمام وجودم را فرا گرفته بود

گناه من دوست داشتن او بود و من محکوم به بی اعتنایی

 (سیمین تیموری)

 

 

+ تاريخ ۱ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ نويسنده شیدا عباسی نظرات ()