پشت کاجستان ، برف

برف ، یک دسته کلاغ

جاده یعنی غربت

باد آواز ، مسافر و کمی میل به خواب

شاخ پیچک و رسیدن ، و حیاط

من و دل تنگی و این شیشه ی خیس

می نویسم ، و فضا

می نویسم ، و دو دیوار و چندین گنجشک

یک نفر دلتنگ است..

 

 

 

سهراب سپهری

.

.

 

 .

.

.

 

می فهمم از نگات

حرفی نمی زنم

غرور خستمو

باگریه میشگنم

فریاد می کشی

برای رفتنت

تردید حس من

صدای موندنت

:

:

شیدا عباسی

.

.

.

.

.

 حرفها ی ما هنوز ناتمام

تا نگاه می کنی:

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی !

پیش از آن که باخبر شوی

لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود

آی..

آی دریغ و حسرت همیشگی !

ناگهان

چقدر زود

دیر می شود !

 

قیصر امین پور

.

.

 .

.

.

some times it is hard toput

feeling in to words

but want to know

How you wffect me

 

 

 

+ تاريخ ٢٢ مهر ۱۳۸٩ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ نويسنده شیدا عباسی نظرات ()