اون می چرخید!

انقدر آروم که من راحت بودم..

وقتی یه دورش تموم شد..همه خوش حال شدن اما من نه!

چون خاطره هام می شدن واسه سال گذشته..

همه شعار می دنو همش می گن: امسال فرق داره ..

اما هرچی نگاه می کنم هیچ فرقی نداره

شنبه اول هفتسـو آخرش جمعس..

روزا خورشید میاد!!و شبا...هنوزم ماه تنهاس!

آدما هنوز دروغ می گن..

خیلا هستن که بلد نیستن زندگی کنن..

هنوز پرنده ها لونه می سازند..

هنوز من بلدم بخندم..

هنوز خدا پیش ماهست..

پس چرا می گن امسال فرق داره!؟

 (شیدا عباسی) 

 

 

 

 

 

 

شاید..!

شاید داره قدم می زنه

از سره یه دل تنگی

شاید منتظره منه

توی کوچه ی

پشتی..

 (شیدا عباسی) 

 

 

 

+ تاريخ ۱٦ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ نويسنده شیدا عباسی نظرات ()