تصور..

دارم تصور می کنم

وقتی که می خندی بهم

دنیامو تو چشمای تو

دستاتو می دادی بهم

عشق تو لب ریزه ازم

تویه سکوت دل نشین

کابوسه رویامو دیدم

دستامو پس دادی همین

 :

:

چشمای تو تعبیر من

توی خیالم توی وهم

:

باید که باورت بشم

مثل یه دیوارو یه عکس

 :

:

این اشتیاق مال تو شد

این آینه هم رنگ من

از بس تصور می کنم

دستاتو می دادی به من

(شیدا عباسی)

 

 

                          چی شد دلم تنگ شد..

برای خودم چی شد که دل تنگ شدم

برای آرزوهام چیزی از سنگ شدم

چی شد که یادم رفت

تواز پیش من رفتی

چی شد که فردا از شب تاریک تر شد

من از دیروز تنها تر شدم

تنها تصویر تو

یه عکس سیاه سفید تنها شد

چی شد دلم برای تو تنگ شد

دنیای من خالیو تنها شد..

(شیدا عباسی)

 

+ تاريخ ٢٥ خرداد ۱۳۸٩ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ نويسنده شیدا عباسی نظرات ()