واژه واژه
سطر سطر

صفحه صفحه
فصل فصل
گیسوان من سفید می شوند
همچنان که

 سطر سطر
صفحه های دفترم سیاه می شوند
خواستی که با تمام حوصله
تارهای روشن و سفید را
رشته رشته بشمری
گفتمت که دست های مهربانی ات
در ابتدای راه خسته می شود

گفتمت که راه دیگری
انتخاب کن!
دفتر مرا ورق بزن
نقطه نقطه
حرف حرف
واژه واژه
سطر سطر
شعرهای دفتر مرا
مو به مو حساب کن!

قیصر امین پور

 

 

 

دوتا لبخند بی روح 

تو ذهنم مونده انگار

تادستاتو گرفتم

دلم لرزید هر بار

نگاهت زیر بارون 

 یه تصویر عجیبه

خدا می دونه هرشب

چشام خوابتو دیده

دلم هی دوره می کرد

همه دل تنگیامو

چشام دنبال تو گشت

توی آینه نگاتو ..   ..  ..

شیدا عباسی

   

 

 " این روزها حواسم هست،سعی می کنم خوب لبخند بزنم دنیارو با چشم آدما ببینم و

خدامو پیدا کنم..حتی اگه در وسعت کلمات گم شدم نادیده بگیرم سرمای شهر رو حرف های پر از کنایرو  و بگم : امسال  فرق داره!!

 

" آرزو می کنم سال خوبی داشته باشید..

  

 

<<سلام ؛ حال من خوب است.ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دورکه مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند...با این همه اگر عمری باقی بودطوری از کنار زندگی می گذرمکه نه دل کسی در سینه بلرزدو نه این دل نا ماندگار بی درمانم...تا یادم نرفته است بنویسم:دیشب در حوالی خواب هایم ، سال پر بارانی بود...خواب باران و پاییزی نیامده را دیدمدعا کردم که بیایی با من کنار پنجره بمانی ، باران ببارداما دریغ که رفتن ، راز غریب این زندگیست رفتی پیش از آن که باران ببارد...می دانم ، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است!انگار که تعبیر همه رفتن ها ، هرگز باز نیامدن است بی پرده بگویمت:می خواهم تنها بمانم در را پشت سرت ببند...بی قرارم ، می خواهم بروم ، می خواهم بمانم ؟!هذیان می گویم ! نمی دانم...نه عزیزم ، نامه ام باید کوتاه باشدساده باشد ، بی کنایه و ابهام پس از اول می نویسم:
سلام! حال من خوب است
اما تو باور نکن..

 

سید علی صالحی

 

 

  

من بی تو هیچم..هیچ ضبدر هزار..به توان تنهایی

 

 

 

 

 

+ تاريخ ٢٢ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ نويسنده شیدا عباسی نظرات ()

رفتار من عادی است
اما نمی دانم چرا
این روزها
از دوستان و آشنایان
هرکس مرا می بیند
از دور می گوید :
این روزها انگار
حال و هوای دیگری داری!

اما
من مثل هر روزم
با آن نشانیهای ساده
و با همان امضا ، همان
نام و با همان رفتار معمولی
مثل همیشه ساکت و آرام
این روزها تنها
حس می کنم گاهی کمی گنگم

گاهی کمی گیجم..
       
                                                                      

قیصر امین پور

 

 

 

خیلی وقته فاصله داری

خیلی وقته دوری از دنیام

با خیالت زندگی کردم

توی شب من توی هر رویام

از همه عشقا ترسیدم

توی بیداری خوابم برد

یه غریبه که خودت بودی

توی سرمای زمستون مرد

:

:

شیدا عباسی

 

 

 

"فصل دوست داشتنی من زود تر از همیشه داره تموم میشه..امید وارم فصل جدید خوبی رو شروع کنیم...!!

"این روزها منتظره اتفاق های روشن هستم..

"خدایا کمکم  کن..

 

>می گویم :(دلم نمی خواد دار کوب باشم ، مگه زوره؟) و از روی دماغ بابا می پرم و می خوانم :(زردی من از تو ، سرخی تو از من.) دماغ بابا از دماغ پینو کیو هم دراز تر شده.خودشم از پینوکیو بزرگ تر است.بابای پینوکیوم نشسته تو اتاق ، اما دماغش تو حیاط است. .. محمد رضا شمس

           

 

 

 

 

 

دل گمراه من چه خواهد کرد

با بهاری که می رسد از راه

با نیازی که رنگ می گیرد

در تن شاخه های خشک و سیاه؟  "فروغ"

+ تاريخ ۱ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ نويسنده شیدا عباسی نظرات ()